عید غدیر خم  برهمه مسلمین جهان مبارکباد

فَليُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِيامَة

پس برسانند حاضران غائبان را و پدران فرزندان را تا روز قيامت.

 

* نکاتی درباره عقد اخوت:


الف: این عقد تعهداتی همچون ارث و محرمیت افراد وابسته به طرفین ایجاد نمی‌کند. بنابراین این افراد از هم ارث نمی‌برند و هیچ‌گونه رابطه محرمیت میان وابستگان آن‌ها ایجاد نمی‌شود.


ب: این عقد، فقط میان دو مرد یا دو زن بسته می‌شود و هیچ زن و مردی نمی‌توانند این عقد را بین خود جاری کنند و خواهر و برادر شوند.


ج: لازم نیست صیغه عقد اخوت حتماً به عربی خوانده شود، بلکه اگر آن را به فارسی یا زبان دیگری هم جاری کنند صحیح است؛ اما باید الفاظی را بکار برند که معنی این عقد را برساند.


د: اگر دو خانم، بخواهند با هم عقد خواهری برقرار کنند در صورت خواندن عقد به عربی، باید ضمیرهای مذکر را تبدیل به ضمیر‌های مونث کنند.


با توجه به نکات گفته شده مضمون این عقد رعایت برخی امور معنوی نسبت به یکدیگر در دنیا و پس از مرگ است. مثلاً برادران متعهد می‌شوند که در دنیا همدیگر را از دعا فراموش نکنند و در آخرت هم اگر از اهل نجات و شفاعت باشند، همدیگر را شفاعت کنند.


شیوه برقراری: دو برادر یا دو خواهر دست راست خود را به هم می‌دهند و یکی از آنان صیغه عقد اُخُوَت را می‌خواند و دیگری مفاد آن را قبول می‌کند.


متن عربی عقد: ابتدا یکی از آنها این متن را با توجه به معنای آن می‌خواند: «وَاَخَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَحْتُکَ فِی اللَّهِ وَ عَاهَدْتُ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِیَاءَهُ وَ الْأَئِمَّةَ الْمَعْصُومِینَ (ع) عَلَى أَنِّی إِنْ کُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الشَّفَاعَةِ وَ أُذِنَ لِی بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّةَ لَا أَدْخُلُهَا إِلَّا وَ أَنْتَ مَعِی»


سپس طرف دیگر در جواب او می‌گوید: «قَبِلْتُ»


باز هم نفر اول می‌گوید : «أَسْقَطْتُ عَنْکَ جَمِیعَ حُقُوقِ الْأُخُوَّةِ مَا خَلَا الشَّفَاعَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ الزِّیَارَة»


ترجمه: نفر اول می‌گوید: «به خاطر خدا با تو برادری و صفا (یکرنگی) می‌ورزم به خاطر خدا دستم را در دستت قرار می‌دهم؛ و در پیشگاه خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و فرستادگان او عهد می‌کنم که اگر از اهل بهشت و شفاعت باشم و اجازه ورود در بهشت را یابم، بدون تو وارد بهشت نشوم».


سپس نفر دوم می‌گوید: «قبول کردم».


باز برادر اول می‌گوید «تمام حقوق برادری به جز حق شفاعت و دعا و دید و بازدید را از تو ساقط کردم».


بدین ترتیب این دو نفر با هم برادر ایمانی یا خواهر ایمانی می‌شوند و باید در دعاها و زیارت‌ها همدیگر را فراموش نکنند

یاران  باز مانده از سفر

پیكر مطهر شهید سید'حسین حسینی نژاد' جانباز 70 درصد هشت سال دفاع مقدس دیروز بر روی دستان مردم شهید پرور ومسوولان شهرستان شاهرود تشییع ودرآرامگاه ابدی خود در گلزار شهدا آرام گرفت

دعای قربانی

دعای قربانی

بِسمِ الله الرّحمن الرّحیم

 قَومِ اِنّی بَریءٌ مِمّا تُشرِکون اِنّی وَجَّهتُ

وَجهی  لَلَّذی فَطَرَالسَّمواتِ وَالاَرضَ حَنیفاً مُسلِماً وَما  اَنَا مِنَ المُشرِ

کینَ اِنَّ صَلاتی وَ نُسُکی وَ مَحیایَ وَ مَماتی لِلّه رَبِّ العالَمینَ لا شَریکَ لَهُ

وَ بِذالِکَ اُمِرتُ وَ اَنا مِنَ المُسلِمینَ اَللّهمَّ مِنکَ وَلَکَ بِسمِ الله وَ بِاللهِ وَ اللهُ

اَکبَرُاللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍپس از دعا و ذبح گفته شود

 اَللّهُمَّ تَقَبَّل مِن فُلانِ بنِ فُلان

 

(یعنی نام صاحب قربانی برده شود).

ویژه نامه شهادت امام محمد باقر (ع

 

سالروز شهادت ابو جعفر محمد بن علي (علیه السلام) امام پنجم از ائمه اثني عشر (علیهم السلام) و هفتمين معصوم از چهارده معصوم (علیهم السلام) را محضر مبارک ولیعصر ارواحنا له الفداء که در کنار مزار بی زائر آن امام معصوم به سوگ نشسته اند، تسلیت می گوییم. ...


از كف برنت صبر و نماندش دگر قرار      دين شد تهي ز مخزن اسرار كردگار

از ضعف بر حبين منيرش عرق نشست      اركان پنجمين امامت ز هم شكست

گاهي زبان به ذكر حق و گه شدي به هوش      از دل كشيده آه شرربار و شدخموش  

مادر او حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبي (علیه السلام) است كه مكني به ام عبد الله يا ام الحسن بود و با اين ترتيب آن حضرت هم از جانب مادر و هم از جانب پدر فاطمي و  علوي بوده است، لقب ايشان به دليل دانش بيكران باقر يا باقر العلوم بوده است …شیخ صدوق و شیخ طوسي در امالي خود روايت كرده اند كه رسول الله (صلی الله علیه و آله) آن حضرت را باقر ناميد و به جابر بن عبد الله انصاري فرمود: « اي جابر زمان يكي از اولاد مرا كه از فرزندان حسين است درك خواهي كرد، او هم نام من است و علم را با مهارت بسط ميدهد و ميشكافد، وقتي او را ديدي سلام مرا به او برسان».  

عقد علی و فاطمه در آسمان بسته شد

 سلام اقا مسعود حال شما وخانواده خوب است انشاالله

بر شما ایام مبارک باشد

پیوند آسمانی

 

 پیغمبر به «ام سلمه» فرمود: در را باز كن. كوبنده در شخصی است كه خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.

عرض كرد: یا رسول الله! پدر و مادرم فدیت، كیست كه ندیده درباره اش چنین داوری می كنی؟

فرمود: ی ام سلمه! مردی دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمویم و محبوب ترین مردم نزد من است.

ام سلمه از جی جست و در سری را باز كرد. علی (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پیغمبر نشست. از خجالت سرش را به زیر انداخت، و نتوانست تقاضی خویش را عرضه بدارد. مدتی هر دو خاموش بودند. بالاخره پیغمبر (ص) سكوت را شكست و فرمود: یا علی گویا بری حاجتی نزد من آمده ی كه از اظهار آن خجالت می كشی؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمینان داشته باش كه تمام خواسته هیت قبول می شود.

عرض كرد: یا رسول الله پدر و مادرم فدی تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربیت وتأدیب من كوشش نمودی و به بركت وجود شما هدیت شدم. یا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنیا و آخرت من شما هستی. اكنون موقع آن شده كه بری خود همسری انتخاب كنم و تشكیل خانواده دهم، تا با وی مأنوس گردم و از ناراحتیهی خویش بكاهم. اگر صلاح بدانی و دختر خود فاطمه علیها السلام را به عقد من در آوری سعادت بزرگی نصیب من شده است.

رسول خدا كه در انتظار چنین پیشنهادی بود صورتش از سرور و شادمانی بر افروخته شد، فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگیرم.

پیغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علی بن ابی طالب (ع) را به خوبی می شناسی بری خواستگاری آمده است. یا اجازه می دهی ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چیزی نگفت. پیغمبر چون آثار خشنودى را درچهره او دید گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضیت دانست (2).

 

خاطرات همسر «حسین لشکری» اولین خلبان اسیر ایرانی تالیف می‌شود

 قلم گلستان جعفری؛
خاطرات همسر «حسین لشکری» اولین خلبان اسیر ایرانی تالیف می‌شود

خبرگزاری فارس: گلستان جعفریان از نوشتن کتاب خاطرات همسر حسین لشکری، اولین خلبان ایرانی که به اسارت عراقی‌ها درآمد خبر داد.

خبرگزاری فارس: خاطرات همسر «حسین لشکری» اولین خلبان اسیر ایرانی تالیف می‌شود

به گزارش خبرگزاری فارس، گلستان جعفریان درباره این کتاب گفت: حسین لشکری از آدم‌های عجیب است. در مورد خودش که من چیزی زیادی نمی‌دانم اما خانمش شرایط عجیب و غریبی را تجربه می‌کند. او 14 سال نمی‌دانسته که شوهرش زنده است یا نه.

وی ادامه داد: تنها دو سال پس از ازدواج، همسرش به جبهه می‌رود و بعد از 14 سال متوجه می‌شود که زنده است و از طریق نامه با او ارتباط برقرار می‌کند. وقتی او برمی‌گردد 8 سال با او زندگی می کند. ولی دیگر او را نمی‌شناسد. چون شخصیت هر دو اینها تغییر کرده است.

این نویسنده درباره اینکه محور مصاحبه‌ها چه کسی بوده، اظهار کرد: در این کتاب محور گفت‌وگوها همسر شهید لشکری می‌باشد که زندگی عجیبی داشته است.

وی درباره اینکه این کتاب در چه مرحله‌ای است،گفت: مصاحبه‌ها انجام و تایپ شده و من منتظرم کار مهدی طحانیان تمام شود. چون نمی‌خواهم همزمان ذهنم درگیر دو کار باشد.

گفتنی است؛ حسین لشکری اولین خلبان ایرانی بوده که یک روز قبل از شروع جنگ هواپیمایش در خاک عراق سقوط می‌کند و 18 سال در اسارت می‌ماند و عراقی‌ها مانع دیدار او با صلیب سرخ می‌شوند. با شکنجه دادن و زندان انفرادی در پی این بودند که از او اعتراف بگیرند که بگویید من قبل از شروع جنگ به عراق حمله کرده‌ام و بدین گونه ایران را متجاوز نشان دهند که او اینکار را نمی‌کند و بعد از 18 سال برمی‌گردد و سرانجام پس از هشت سال آزادی در اثر جراحات دوره اسارت شهید می‌شود.

 

منبع فارس نیوز

شهادت امام جواد علیه السلام


 

نهمین امام شیعیان نام مبارکش محمد است و القاب و کنیه‌های فراوانی دارد؛ مشهورترین لقبش جواد و هادی است و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوجعفر.

امام جواد علیه السلام در
ماه رجب سال 195 هجری قمری در مدینه چشم به دنیا گشود. پیشگویی ولادت آن امام از زبان پدر بزرگوارش چندین بار مطرح شده بود. ولادت امام جواد همچون ولادت سایر ائمه معصومین علیهم السلام با ویژگی‌های مخصوصی همراه بوده است.

مادر بزرگوار امام جواد علیه السلام خیزران نام دارد؛ زنی از خاندان ماریه قبطیّه یکی از همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله.

دوران امامت

دوران کودکی امام جواد علیه السلام از دوران شیرخوارگی تا زمانی که در سن هفت سالگی به امامت رسید، با حوادث گوناگون آمیخته است.
با شهادت
امام رضا علیه السلام و به امامت رسیدن امام جواد در سن کودکی، یکی از موضوعاتی که حتی برخی از یاران امام هشتم را دچار شک و تردید کرد، کم‌ سن‌ و‌ سالی امام جواد جهت مقام امامت بود. به همین دلیل در مواردی امام رضا علیه السلام و در موارد دیگری، خود امام جواد به تبیین آن پرداختند و به شبهه‌ها پاسخ گفتند

دحول الارض

 

ویژگی ها روز بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با

 

دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است. در شب این

 

روز نیز بر اساس روایتی از امام هشتم علیه السلام

 

حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهماالسلام به دنیا

 

آمده اند. همچنین این روز به عنوان روز قیام امام زمان

 

مهدی موعود(عج) معرفی شده است. نیز روز دحوالارض،

 

جزء چهار روز معروفی است که روزه آن پاداش فراوان

 

داشته و ثواب هفتاد سال روزه گرفتن دارد

 

 

السلام علیک یا امام رضا

23 ذی القعده روز بسیار شریفی است ، این روز زیارتی مخصوص امام رضا (ع) است و زیارت آن حضرت از دور و نزدیک سنت است.

 

 

علامه ی مجلسی می گوید :

زیارت حضرت رضا علیه السلام در روزهای مقدس اسلامی افضل است ؛ خصوصا روزهایی که اختصاص به آن حضرت دارد. مثل روز ولادت (11 ذی القعده) و روز شهادت آن حضرت (مطابق مشهور آخر ماه صفر) سپس از کتاب اقبال مرحوم سید بن طاووس استحباب زیارت آن حضرت را در روز 23 ذی القعده (طبق روایتی روز شهادت آن حضرت) نیز نقل می کند

یادش بخیر

چگونه یادی کنم از انزمان که یادش بخیر 

 

تاابد به انهایکه وقتی بی اب شدندوداخل قمقمه

 

هاراخاک

 

کردندتا کمتر بیاد اب بیافتند

 

چه چیزی میتوان گفت

 

فقط یا حسین 

دیدار رهبر با شیرزن گیلانغرب  فرنگیس حیدر پور

Photo: Mehdi Monem عکس: مهدی منعم

وقتی نیروهای صدام حسین به خانه فرنگیس حیدرپور یورش می‌برند او هنوز جوان بوده و چین و چروک میانسالی بر چهره‌ نداشته است. در سفری به کرمانشاه تندیس او که تبر به دست دارد توجه مهدی منعم تصویربردار و عکاس دوران جنگ را جلب می کند و سراغ محل زندگی‌اش را می‌گیرد...
نوشته‌ مهدی منعم را بخوانید:

یک : برادرش در جبهه تاجیک نزدیک قصر شیرین و.8 تن دیگر از اقوامش در یک جیپ شهباز به شهادت رسیده‌اند. مراسم خاکسپاری تا هشت شب طول می‌کشد.فرنگیس به همراه پدر پیرش به خانه برمی‌گردد. عراقی‌ها وارد روستای " اوازین" شده اند. او متوجه صحبت‌های دو نفر که به عربی حرف می زنند می شود.تنها وسیله دفاعی خانه ٬ یک تبر است.
زن جوان با تبر به عراقی‌ها حمله می کند٬ یک نفر را در جا می کشد.نفر دوم را زخمی می کند و با همه تجهیزاتش به اسارت می‌گیرد.

Photo: Mehdi Monem عکس: مهدی منعمدو- تندیسی از یک زن تبر بدست درکرمانشاه نظرم را جلب می کند.به اتفاق علی قهرمانی جانباز٧٠ ٪ ودوستی دیگر راهی روستای ِ صاحب ِ تندیس " فرنگیس حیدر پور" می شویم. سراغ خانه‌اش را می‌گیریم. با خوشرویی که صفت مردم خوب ِ کرد است ما را می‌پذیرد.

دیوار٬ مزین به لوح‌های افتخار است! چندتایی عکس می‌گیرم و به درد دل‌هایش گوش می کنم .
با مرگ شوهر٬ تامین مخارج زندگی خانواده پنج نفره بر عهده اوست که حالا دیگر جوان نیست و 45 سال سن دارد.
 پسر جوانش بیکار است . شرایط دشوار زندگی ودرآمد نا کافی حتی منجر به قطع تلفن خانه به ‌دلیل بدهی به مخابرات شده است . او سخت از شرایط زندگی خود گله مند است.

اشاره‌ای به لوح‌های بر دیوار می کند و می گوید این قاب‌ها چه مشکلی اززندگی من حل می‌کند؟ به او می گویم در شهر کرمانشاه مجسمه ای از تو درست کرده اند و مردم در کنارش عکس یادگاری می گیرند. می‌خندد و به شوخی می‌گوید کاش پو ل درست کردن آن مجسمه را می‌دادند تا گرفتاری‌های زندگی ام را برطرف کنم !

آستین پسر کوچکش را بالا میزند و خراش بسیار بزرگی را نشان میدهد که حکایت از بیماری داخلی آن پسر دارد. با جشمانی اشک آلود به گوشه حیاط خانه میرود و دستی بر یکی از سه گوساله ای که آنجا بسته می‌کشد. می گوید این سه گوساله تنها منبع کسب درآمد برای گذران زندگی منند. البته ماهی سی هزار تومان هم بنیاد شهید می‌دهد.

فرنگیس علاوه بر کلامش با نگاه آبرومندانه اما یاری خواهانه اش امید داشت که بتوانیم کاری برایش بکنیم .
به قصد شهر از خانه اش خارج می‌شویم . تا کیلومترها دورتر برق نگاه امیدوارانه او راتجسم می‌کنم. در شهر بار دیگر از کنار تندیس فرنگیس عبور می‌کنیم . با خود می گویم ای کاش می‌شد از مقابل سختی ها و مشقت‌های این زن نمونه و تاریخ ساز به راحتی عبور نکنیم !؟

 

سلام مسعود

ابوبصیر و امام صادق علیه السلام

ابوبصیر که یکی از شاگردان پاک و باصفای امام صادق علیه السلام است، نابینا بود، ولی نابینایی او هیچ گاه مانع نشد تا از الگوی کاملی هم چون امام صادق علیه السلام بی بهره بماند. او بسیاری از مواقع خدمت امام می رسید و از سرچشمه زلال امامت ایشان، شهد معارف می نوشید. وی با نابینایی ظاهری خود، کراماتی از ائمه علیه السلام دید که بسیاری از افراد بینا از آن بی بهره بودند. او از جمله افرادی بود که به دلیل تهذیب نفس و صفای باطن، بشارت بهشت را از امام صادق علیه السلام دریافت کرد.

{قانون بین المللی عصای سفید}

در سال 1950سازمان آموزشی، علمی ،فرهنگی ملل متحد( یونسکو )وشورای جهانی نابینایان در جلسه ای مشترک

،قانون عصای سفیدرا بررسی وتصویب کردندوروز 15 اکتبر برابربا 23 مهر را روز جهانی عصای سفید یا روز جهانی ایمنی نابینایان اعلام نمودند0 قانون عصای سفید، تصویری جدید از نابینایان جامعه ترسیم می کندواز افراد نابینا می خواهد که به منظور حمایت از منافع خودتمام موارد این قانون را بدانند.

موارد مهم این قانون به شرح زیراست:

1-دولت موظف است نابینایان ودیگر معلولان جسمی را برای شرکت در امور اجتماعی واقتصادی تشویق کند وزمینه ی اشتقال آنان را فراهم آورد.

2-نابینایان حق دارند آزادانه از خیابان ها ،پیاده رو هاو سایر اماکن عمومی ووسایل حمل و نقل استفاده کنند واگر در بعضی موارد رياريا،محدودیتی وجود داشته باشد باید این محدودیت قابل اجرا برای  همگان باشد.

3-راننده ها موظف هستند که در صورت نزدیک شدن به نابینایی که از عصا استفاده می کندیا سگ راهنما به همراه دارد،

احتیاط لازم رابکنند تا صدمه ای به فرد نابینا وارد نشود.

4-هر گاه شخص یا سازمانی بخواهدمحدودیتی غیر مجاز در استفاده فرد نابینا از تسهیلات همگانی ایاد کند یا حقوق نابینایان را نادیده بگیرد باید مجرم شناخته شود.

5-همه ساله،مسئولان دولت باید روز 15 اکتبر رابه عنوان بزرگداشت عصای سفید به نحوشایسته ای ارج نهند.

6- دولت موظف است افراد نابینا رادر بخش های دولتی ومدارس با شرایط مساوی همانند دیگر افرا

درجامعه، بپذیرندمگر اینکه معلولیت خاص آنها مانع انجام دادن کار در آن مرکز شود.

7-افراد نابینا همچون دیگر افراد جامعه حق دارند که در کشور خود بر اساس شرایط و مقررات قابل اجرا برای همه از خانه های مسکونی برای اجاره  استفاده کنند.

8-نابینایان حق دارند که از امکانات وتسهیلات ،وسایل حمل ونقل همگانی مانند هواپیما،قطار اتوبوس ،کشتی ومکان های عمومی ،هتلها ومراکز تفریحی و مذهبی استفاده کنند.. 

 

ثواب زیارت امام رضا علیه السلام از زبان امام رضا علیه السلام

 

امام رضا علیه السلام در تشویق مردم به ولایت مداری و آگاه ساختن آنها از مقام والای امام معصوم، ثواب زیارت خویش را چنین بیان داشته است. «هر کس مرا زیارت کند، واجب است من نیز در قیامت به زیارت او بروم. سوگند به خدا... هر کس از شیعیان نزد قبر من دو رکعت نماز بخواند، مستحق آمرزش است». نیز از ایشان است که: «ه کس مرا زیارت کند، من نیز روز قیامت در سه جا نزد او می روم تا او را از سختی های قیامت برهانم: هنگامی که نامه های اعمال را به دست چپ و راست می دهند، هنگام عبور از صراط و هنگام نهادن اعمال در میزان».

جانباز اهنگری وجانباز صفایی در اغوش رهبر

دیدارخوبی با رهبری داشتیم

یك جانبازِ رویِ تخت هم بود كه احتمالا وسط جلسه رسیده بود. به رهبر گفتند گردنش نمی‌چرخد. رهبر تخت او را دور زد و رفت كنار ایستاد. جانباز به رهبر گفت: به مسوولین بنیاد شهید بگید به جانبازهایی كه دست‌شان نمی‌رسد كمك كنند. بگید درست خرج كنند پول‌ها را، با توجه خرج كنند. الان كه الحمدلله پول هست.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17369/A/13900706_5617369.jpg
رهبر مكث كرد. سر تكان داد و گفت: بله درست می‌گید. بعد رو كرد به رییس بنیاد شهید و گفت: هم پول‌داشتن توفیق می‌خواهد هم درست خرج‌كردن.

جانبازان صبر را شرمنده خود كردند ودر اوج ایثارند

 
جانبازان صبر را شرمنده خود كردند

: جانبازان يا همان عزيزترين يادگاران دوران دفاع مقدس درست از همان زمان كه همگان مشغول سازندگي اين مرز و بوم شدند، با درد خود دست و پنجه نرم كردند و تا به امروز مشكلات درماني و دارويي بسياري را پشت سر گذاشته‌اند.

به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، جانبازان سرو قامتاني هستند كه سرو در توصيف عظمتشان خميد؛ دريا دلاني هستند كه دريا براي تفهيم وسعتشان خشكيد؛ پروانه صفتاني كه شمع از سوز و جودشان آب شد و غيرتمنداني كه كوه از هيبت غيرتشان فرو ريخت.
آنان طلايه‏دار مكتب عشقند كه حق در سيمايشان متجلّي است؛ چه خالصانه جان در كف ‏نهادند و چه عاشقانه زندگي را در طبق اخلاص سپري مي‌كنند.
مي‌دانيم كه اگر آنها نبودند و ايثار و از خودگذشتگي آنها نبود، هر لحظه زندگي‌مان تاراج دشمني ‌شده بود كه از سوي شرق و غرب عالم تغذيه مي‌شد.
به راستي جانبازان با تحمل سختي‌ها و مشكلات، صبر را به زانو درآورده‌اند و حتي يك قدم از آرمان‌هاي مقدس خود دست نكشيده‌اند.

همایش مردان مرد حماسه وایثار باحضور جانبازان نخاعی گرد نی در تهران

 

فردا نخستین همایش تجلیل از جانبازان نخاعی گردنی با عنوان "تجلیل از اسوه های صبر و ایثار" برگزار می گردد. قرار از است در این همایش از 57 نفر از جانبازان نخاعی گردنی که هیچ گونه حرکتی ندارد بعنوان نمادهای مقاومت و صبر با اهدای نشان تجلیل شود.تعداد زیادی از این عزیزان با وجود همه مشکلاتی حرکتی و جسمی خود از هم اکنون وارد شهر تهران شده و در محل اسکان خود استقرار یافته اند.

.

برای شخص جانبازان نخاعی گردنی که بدون داشتن هیچ گونه حرکتی قریب 30 سال بر روی تخت فقط به آسمان نگریسته است و چشم بر رحمت و عنایت خاص خداوند دارد اینگونه همایش ها ارزشی ندارد.

آنچه مهم است اینست که برگزاری اینگونه همایشها و تبلیغ و انعکاس درست و گسترده آن در جامعه باعث شود تا ما از خواب غفلت بیدار شویم و بار دیگر به خودآییم که این نظام و این کشور براحتی به اینجا نرسیده و برای حفظ وبقای ایران و اسلام عزیز جوانانی که جان بر طبق اخلاص گوش بفرمان رهبر خود داشتند با ایثار هستی خود از آب و خاک و ناموس این کشور محافظت کردند.

آنچه مهم است اینست که بتوانیم این نمادهای صبر و مقاومت را به جامعه و جوانان معرفی کنیم .

معرفی نمادها و اسوه هایی که سالیان سال است با صبربررنج و زخم ناشی از تیر کین دشمن ، و با وجود همه آلام و دردها برسر آرمانهای مقدس خود و بر بیعت و پیمان خود با مقام عظمای ولایت مقاومت ورزیده اند تا آن هنگام که به مقام قرب الهی برسند

من المومنین رجال صدقوا ماعاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا

سلام مسعود

وقت بخیر امید است که سلا مت باشی

 یادش بخیر

  

لحظه وداع 4ا

 

 

 

 

چگونه یادی کنم از انزمان که یادش بخیر 

تاابد به انهایکه وقتی بی اب شدندوقمقمه هاراخاک کردندتا کمتر یاد اب بیافتند

چه چیزی میتوان گفت

فقط یا حسین 

قسمتی از وصیت نامه سردار شهید حمید باکری

 زمانی فرا می رسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان امروز به سه دسته تقسیم می شوند:


۱.دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر می خیزند و از گذشته خود پشیمان می شوند.


۲.دسته ای راه بی تفاوت می گزینند و در زندگی مادی خود غرق می شوند و همه چیز را


 فراموش می کنند.


۳.دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت


 مصائب و غصه ها ،دق خواهند کرد.


پس از خدا بخواهید که با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید.


سلامت نیوز،

 

بدن انسان مانند کارخانه ای عمل می کند که اگر مواد سوختی آن غیراستاندارد باشند، در همه قسمتهای آن مشکلاتی بوجود می آید و حتی در برخی موارد مشکلاتی غیر قابل جبران و پر دردسر؛ پس چه بهتر است همیشه قبل از درمان پیشگیری کنیم تا وجودی سالم داشته باشیم و در نتیجه عمری طولانی تر و سرشار از شادابی.

به گزارش سلامت نیوز، از جمله علتهایی که باعث می شود بدن دچار اختلال شود سوء تغذیه و خوردن غذاهایی است که با هم سازگار نیستند و معده را از حالت عادی خارج و از کار اصلی آن باز می دارند که در نتیجه منجر به اختلالات گوارشی می شود که امامان ما به این نکته اشاره کرده اند که ( هرگاه معده دچار ناراحتی شود ، تمام بدن نیز به نوبه خود مشکلدار می شوند) که امروزه دانشمندان به این نکته رسیده اند. در ادامه نیز به ذکر برخی از این عادات غذایی و نکات اشتباه می پردازیم:

1) انجیر با شیر ، انگور و گوشت خشک شده ، تخم مرغ و ماهی زیرا بیم آن می رود که به نقرس و قولنج و بواسیر و درددندان گرفتار شوند.

2) خوردن همیشگی تخم مرغ سبب پیدایش لکه هایی در چهره است.

3) خوردن چیزهای شور، گوشت شور، ماهی شور پس از فصد و حجامت سبب لکه های سیاه پوست و چرب (گال) می شود. خوردن گرده گوسفند و اندرونه آن مثانه را می آزارد.

4) حمام رفتن با شکم پر سبب قولنج می گردد.

5) شستشوی با آب سرد پس از خوردن ماهی فلج می آورد.

6) خوردن تخم مرغ زیاد و همیشگی باعث ورم طحال و نیز بادهایی در فم معده می گردد.

7) پر بودن شکم از تخم مرغ پخته تنگی نفس می آورد.

8) خوردن گوشت خام در شکم تولید کرم می کند.

9) خوردن دایمی انجیر سبب ایجاد شپش در بدن است.

10) آشامیدن آب سرد پس از چیز گرم و یا شیرینی دندانها را از بین می برد.

11) زیاد خوردن گوشت حیوانات وحشی و گاو باعث تغییر عقل و سرگردانی فهم و کندی ذهن می گردد و فراموشی را زیاد می کند.

شهادت حضرت صادق علیه السلام  رابه همه مسلمانان جهان تسلیت عرض می نمائیم

  

پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوبارة آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.

img/daneshnameh_up/8/8d/sadegh.jpg


سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید .

در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند.

یادواره سرداران و31تن از شهدای خطیرکلا قائمشهر

 بیست وچهارمین یادواره سرداران و۳۱تن از شهدای خطیر کلا به همراه برنامه ویژه در ۳۱شهریور در مسجد جامع

امیرالمومنین خطیرکلا باحضور خانواده شهدا جانبازان ایثارگران ومردم خوب این دیاربر گزار میگردد

زمان ۳۱ شهریور ساعت ۳بعد از ظهر

مکان مسجد امیر المومنین خطیرکلا

 http://up.vatandownload.com/upimages/2010/Sep/29/005432.jpg

خاطراتی از شهید حیدر علیزاده در روزهای حماسه

من به اتفاق۱۸نفر از رزمندگان خطیرکلادرکاروان۲درسال۶۵عازم منطقه جنوب شده ایم ابتدادرپادگان

شهید جعفر زاده اندیمشک تقسیم وبه گردان امام باقراز لشگر ۲۵ کربلا درهفت تپه رفتیم بعداز اموزش

مجدد به یکی از گروهان بعنوان بیسم چی  شهیدموسوی شیخ انتخاب شدم  کم کم گردان حال وهوای

خاصی به خودش میگرفت فرمانده گردان ما شهید علیرضا بلباسی درجمع نیروها حاضرومسائل مربوط به

عملیات را توضیح میداد رزمند گان دست دراغوش هم  گریه واز هم شفاعت می خواستند ودران غروب 

 اسمان درهم می پیچید وجایش به ابرهاداد باران نم نم شروع به باریدن کرد که درهمین زمان اتوبوسها

برای سوار کردن نیروها جهت عملیات امده بودند..ومابه نوبت سوارماشینها میشدیم که حاج ابراهیم

اسلامی امد وگفت بردارها شماباهم دیگر دریک گردان ویک گروهان میروید احتمال شهادت هم زیاداست

لطفاازهم جداشوید که بعدازجداشدن درمنطقه باز بهم رسیدیم بهرحال ماشینها بعداز ساعتها به نهر

ابوفلفل رسیداند ودقایقی بعد قایقها   اماده سوار کردن ماشده اند چون منطقه سخت زیر اتش

بود  وباسختی به انطرف  رودخانه  روانه شده ایم یعنی انطرف اروند رود . اتش دشمن از زمین وهوا برسرما میبارید وشب هنگام

درگوشه ای سنگر کوچکی درست کرده ورفتیم داخل ان تاصبح درخط اتش بعثی ها قرار گرفتیم

البته  این مکانی که ما موضع داشتیم خط اصلی نبود بلاخره انشب بهر سختی بود گذشت هواکمی

روشن شد وما یکی یکی همد یگر پیداکردیم فرماندهان ماهم با سازماندهی سریع نیروها اماده رفتن  به

 خط مقدم شده اند یادم میایدکه شهید حسن فرجی موقعیکه که ازروستای  خطیرکلاشب قبل اش میخواستیم بیایم

ان شب مادر حسن شام دعوت اش بودیم وماراسفارش به همدیگر میکرد اما من اورا دران 

گیرودار ساعتی گم کرده ام وبعداز پیداشدن سوار تویوتا شده هواتاریک محض بود وحرکت اغاز

شدتاجایکه دشمن حرکت ماشینها رافهمید واتش رادوباره اغاز کردوشدت  گلوله باران انقدر سنگین بود

که ازماشین پیاده شدم ایم حالا اینجا خط مقدم بود ورفتیم بغل خاکریز وداخل سنگر کوچک باور کنید

انقدر اطراف ما گلوله توپ خمپاره میخورده که تمام بدن ما زیر خاک رفت ودشمن احساس میکنم

خودش خسته شد واتش کم شد واوخر شب بود که اولین قسمت عملیاد اغاز شد در مرحله  اول شهید

 جواد رگنی ازما جداشد وروانه شد وساعتی بعد بااصابت گلوله کالیبر ۵۰ به کتف اش به شهادت رسیده

 بود که مادر مرحله دوم رسیدیم پیکر اورادران سنگر کوچک دیده ام   درکنار پیکر ایشان  ماندیم

چون هوا روشن شد انروز من در کنار شهید موسوی شخ فرمانده ما بودبا مرکز فرماندهی درارتباط بوده تا

منطقه تثبیت میشدلحظه  هابه سختی میگذشت وما تشنه وگرسنه در جلوی دشمن ایستاده گی

 میکردیم وتاشب تعداد  زیادی از رزمنگان به شهادت رسیداندچون منطه پشت ما هم تحت نظر دشمن

بود کسی نمی توانست در هوای روشن بما کمک کندوکم کم هوا غروب میشد که من با بی سیم

باشهید بلباسی تماس گرفتم گفتم حاجی ما مجروح وشهید زیاد داریم  ایشان دستور فرمودند که حاج

عباس طالبی الان حر کت کرده وبه سمت شما میایدایشان به هر ترتیبی بود امدند وقتیکه ایشان منظره

شهادت بچه ها رادیدمجدا با اقای بلباسی وشهیدموسی محسنی وعلی اکبر کارگر تماس گرفت

وموضوع رااطلاع داد وچند نفر جهت کمک امدند وشهدا ازجمله شهید رگنی  رااز منطقه اصلی خارج

نمودندالبته شب هم توسط عراقیها با شلیک منور تبدیل به روز میشد این  از ترسشان بودکه

خداونددردل کافران می گذاشت ومادرکل روز درداخل کانال کوچک که نیروی دشمن از هر طرف دید کامل

 داشت ومادرانجا بصورت کمین مراقب دشمن بودیم که پادک نزند علاوه بران دشمن هم حسابی منطقه

زیراتش انواع صلاع اتشباری میکرد دران شب شهید حیدر  علیزاده باتعدای از نیروها بجای

شهداومجروحین نزد ما به کمین امدند وقتیکه من ایشان دیدم خوشحال شدام چون چند روزی اورا ندیدیم

 ولحظه عجیی بود امد کنار من وگفتم خوش امدی ولی مواظب اوضاع باش چون دشمن مارادید دارد

 وشماهم که امدید روحیه مابهتر شدانروز کنارهم تاغروب درددل کردیم روز اخر بود که خدمت ایشان بودام

 درهمین اسنا فرمانده موسوی گفت غروب به محض تاریک شدن بادران بروند کمی مهمات از مقر گردان

بیاورند ازجمله دافطلب شهیدعلیزاده بود شب فرارسید واین برداران رفتند ومقداری مهمات

اوردنددربرگشت لحظه ای چهره اورا نگاه کردام حالت نورانی پیداکرده بود گفتم بیا پیشم امد ونشست

ومراقب اطراف هم بود مقداری غذا درپلاستیک پیچیده بود را باز کرد وباهم شام خوردیم دوباره ارام ارام

صحبت میکردیم  البته منطقه فاو بدلیل نمکزار بودانش وشرجی بودن هوا واب کثیف اطراف که باامدن

خمپاره ها به اطراف ونزدیکی وضع لباس وسر وصورت ماراکاملا تغیر داده بود شب به نیمه رسیده بود که

گفتم کمی استراحت کن البته درکمین ما بصورت دراز کش بودیم کمی استراحت میکرد باز بیدار

میشدحالا حساب کنیدشما دران وضیعت صدای غرش خمپاره.وضیت جسمی وخستگی چندروزه چطور

 استراحت می کردیم همش نگران من بود چون باید جواب بی سیم بلباسی یامحسنی یاشهید گارگر

 رامیدام واقعانمی دانم با این زبان  قاصر چگونه فداکاری رزمندگان رابیان کنم شب به فجر نزدیک

میشدچون ساعتی دیگر سرنوشتی در انتظار ما بودکه دست تقدیر کبوتری را به حرم اللهی فرا می

خواند.موقع نماز صبح بود واماده برای نماز شدیم البته باهمان وضیعت تیمم کردهام ونماز را درداخل

کمین بصورت دراز کش خواندم حالا نوب شهید بود که نماز بخواند من سرم کمی از کانال خاکریزبا لا

اوردم ونگاه کردم دیدام دشمن سر دوشکا اماده ایستاده ودنبال شلیک است شهید درحال اماده شدن

برای نماز بودکه لحظه ای نیم خیز شدودراین اسنا ان دشمن بعثی  که دیده بود شهیدرابطرفش تیراندازی

 کرد ویادم سه گولوله دوشکا به شکم شهید خورده بود ودران زمان بود که اورا دراین اوضاع دیدام گفتم

خوشا بحالت که باشهادت رفتی راستش من هم کمرم شکست دوست تمام دوران زندگی ام تکرم

کردبابیسیم تماس گرفتم که حاج عباس امد وشهیدرا ازکنارم برد ومن غصه خود م رامیخوردم که من گنه

کارواین دنیا وانفسا چه کنم وانروز بر من خیلی سخت  گذشت وغبطه خوردن الان ۲۶سال ازانروزمیگذرت

ومن هم ماندام باکوله باری ازخاطره بیاد ماندنی  برای شادی روح این شهید بر محمد وال محمد صلوات

یاعلی مدد


 

سلام ایی غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به
شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه

عید فطر

عید سعید فطر  برمسلمین جهان مبارک باشد

ـ خواندن هزار بار سوره قدر

 

سيّد ابن طاووس ـ در الإقبال ـ :از قرائت قرآن در اين شب [ قرائتِ] هزار بار سوره «إنّا أنزلناه» است. روايتى براى اين ، در شب اوّل ، به صورت كلّى (براى همه ماه) گذشت. اختصاص خواندن اين سوره در اين شب نيز با سندهاى چندى از امام صادق عليه السلام براى ما روايت شده است ،كه فرمود: «اگر كسى در شب بيست و سوم ماه رمضان ، هزار بار سوره إنّا أنزلناه بخواند ، صبح خواهد كرد ، در حالى كه يقين او ، با اعتراف به آنچه مخصوص ماست ، استوار خواهد بود و اين نيست ، مگر به سبب آنچه در خواب خود مى بيند». (11)



ز ـ دعا براى امام زمان عليه السلام

مصباح المتهجّد ـ به نقل از محمّد بن عيسى ، با سدر شب بيست و سوم ماه رمضان ، اين دعا در حال سجود ، ايستاده ، نشسته و در هر حال و در همه ماه و هر گونه و هر وقت از روزگارت كه ممكن شود ، مكرّر خوانده مى شود. پس از ستايش خداى متعال و درود بر پيامبر ، محمّد صلى الله عليه و آله ، مى گويى :


«خداوندا! در اين ساعت و در هر ساعت ، براى ولىّ خود ، ... پسر ... (حجة بن الحسن ع) ، سرپرست و نگهبان و پيشوا و ياور و راهنما و چشم باش ،تا آن كه او را در زمين خود ، با اطاعت و رغبت مردم ساكن سازى و وى را در آن به مدّت طولانى بهره مند گردانى!».
(12)



فضيلت و آداب روز قدر



الإقبال ـ به نقل از هشام بن حكم ، از امام صادق : روزِ شب قدر ، مثل شب قدر است. (13)

امام صادق عليه السلام:شب قدر ، در هر سال ، هست و روز شب قدر ، مثل شب قدر است. (14)

امام صادق عليه السلام: صبح روز شب قدر ، مثل شب قدر است. پس ، عمل و تلاش كن . (15)



شهادت حضرت علی

شهادت مولای متقیان حضرت علی بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت عرض می نمایم انشاالله خداوند از گناهان ما در گذرد

سلام  اقا داریوش

سلام  هوای خطیر کلا گرم است

سلام مسعود

سلام عبادت شما در این ماه قبول باشد ممنون از تماس شما التماس دعا دارم

مردان قبیله غیرت(سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی

تندیس استقامت

سالروز ورود ازادگان سر افراز را به سردار علی فردوس وسردار مفید اسماعیلی ومدیرلایق عبدالرضا خدادی وهمه ازادگان تبریک عرض می نمایم وارزوی سلامتی برای شان ازخداوند مسلت دارم

26 مرداد 1369، برگی دیگر از تقویم انقلاب ورق خورد و یوم اللّه دیگری متولّد شد. ثانیه های انتظار به کندی می گذشت. شهر به استقبال پرنده های مهاجر آمده بود که در سال های سخت هجران از وطن، بال و پر خود را در زیر شکنجه های کفر شکسته بودند. البته هرچند جسم آنان دربند بود، ولی هیچ گاه روح و اندیشه بلندشان تسخیر نشد و قلبشان به یاد دین و ایمان و آسمان وطن می تپید. 26 مرداد روز بازگشایی قفس ما بود، روز شادمانی شهر و مردم، روز شادباش و تبریک، روز وصل و دیدار. آغوش وطن گشوده شده بود و فوج فوج مردانگی در آن جای می گرفت به راستی کدامین ساعت می تواند شکوه آن لحظات را در خود بگنجاند و کدامین تقویم می تواند شوق آن لحظه دیدار را در خود ثبت کند.

طلوع دوباره زندگی

آزادگان آمدند همان طور که رفته بودند؛ دلیر و مقاوم، نستوه و استوار، امیدوار و دلاور. آمدند با همان صلابت همیشگی، همان طور که دیروز رفته بودند. امروز که آمدند، بوی اسپند و دود، بوی عطر خاطرات، و بوی مهربانی و انتظار فضای دل ها را سرشار از شور و شعف کرد.

حسّ غریبی بود. عشق خودنمایی می کرد. اقاقیا به استقبال آمده و آفتابگردان صورت خود را به خورشید سپرده بود. نسیم، مژده وصل می داد. انتظار پایان یافت و بازگشت پرستوها، سخنی بود که هر پیر و جوانی ورد زبان خود کرده بود. پاییز اسارت و بهار آزادی بر شما مبارک باد.

آری، آن روز عشق طلوع کرد. همان عشقی که هشت سال پیش بدرقه اش کردیم و اینک به استقبالش می رویم. چشم های همگان اشک بار بود، نه به خاطر غم و اندوه، بلکه این بار از شوق وصال؛ چرا که وعده خدا محقق شده بود «اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا؛ به درستی که پس از هر سختی آسانی است».

نیمه پنهان دفاع مقدس

آزادگان ما، وارثان شهیدان اند و ماندند تا نامشان را گرامی و راهشان را ادامه دهند.

این از معراج برگشتگان، اینک با حضور خود در جامعه، آمده اند تا در صحنه های سازندگی حماسه ای دیگر بیافرینند و هم دوش هم سنگران دیروزشان، روح بزرگی و صلابت را در جامعه بدمند. اینک رسالت ما، به ویژه نسل جوان این است که با دنباله روی از سیره این سرافرازان، کشور خود را در برابر دشمنان به کمین نشسته بیمه کنیم. باید قدر این گنجینه های ارزشمند انقلاب را دانست؛ آزادمردانی که در اوج عزّت و پایداری به وطن بازگشتند و با صلابت و ایستادگی، برای خدمت در سنگر سازندگی ایران آزاد و آباد در صحنه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آماده و مقاوم اند.

این یادگاران دفاع مقدس و روزهای آتش و خون، با گام های مطمئن و دل های سرشار از عشق و ایمان به خدا و وطن، برای رسیدن به قلّه های فتح و ظفر ایستاده اند؛ پس ما نیز باید صبوری شان را ارج نهیم و پای غفلت بر آن نگذاریم.

ضرورت ترویج فرهنگ اسارت

آزادگان، گنجینه های ارزشمندی هستند که در درون آن، فرهنگ انسان ساز دوران اسارت نهفته است. ثبت وقایع اسارت، پلی است برای انتقال فرهنگ اسارت از درون اردوگاه ها به شهرهای میهن اسلامی مان، ایران.

بر حاملان این فرهنگ است که ضمن حفظ آن، چاره ای نیز برای ترویج آن بیندیشند. در زمینه بیان این فرهنگ، از سه ابزار خط، تصویر و انتقال به صورت سینه به سینه می توان بهره گرفت، امّا مهم این است که بیان فرهنگ اسارت، امری حیاتی و کاری بس سترگ برای جامعه جوان ماست. بنابراین، نظام اسلامی باید از همه امکانات موجود در این حرکت ارزشی فرهنگی بهره برداری کند، تا اثر مجاهدت و مقاومت وصف ناپذیر این رسولان انقلاب، به صورت فرهنگ مصوّر و مکتوب و به مثابه کلید راه هدایت برای نسل آینده و همه بیداردلان و آزادگان جهان محفوظ بماند.

ضرورت دیگر، چاره اندیشی در ترویج این فرهنگ در جامعه است و تأثیرپذیری فرهنگ شهر از فرهنگ جبهه و جنگ مقاومت در اسارت».

هنگامه کوچ

آنان که در سال های درد و فراق، دور از دیار به سر می بردند، کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین به همراه دارند که هرکدام از آن ها، درس بزرگی از استقامت و آزادگی است.

«عصر 27 مردادماه 1369، ساعتی به یاد ماندنی و منظره ای فراموش ناشدنی بود. چشم ها سخن می گفت، اما زبان ها ساکت و آرام بود. دست ها بالاجبار گشوده می شد و یار و رفیق تنهایی ها و شریک لحظه های غم و اندوه را به آغوش می کشید. در این میان، جوانی را دیدم که خلوت گزیده و با تلاوت قرآن دلی خوش کرده بود. به آرامی سلام کردم و گفتم: مگر قصد کوچ نداری؟ قرآن را بوسید و بعد نگاه پرمعنایی کرد و گفت: خواستم کتاب اسارت را به خیر ببندم و لذا حُسن ختامی بهتر از قرآن نیافتم. سپس آیه ای از قرآن را با صدای دل انگیزی قرائت کرد».

پاسخ پدری به فرزند

فرزندان میهن به عشق دیدار پیر جماران، روزهای سخت هجران را به امید وصال سپری می کردند و هردم به این امید، روزها را لحظه شماری می کردند. آنان در گوشه زندان های تاریک و وحشتناک دشمن، با پدر پیرخود درددل می کردند و آن پیر فرزانه با عشق پدری به آنان پاسخ می داد: «فرزند بسیار عزیزم! از نامه دل سوزانه شما بسیار متأثر گردیدم. من ناراحتی شما عزیزان دربند را احساس می کنم، شما هم ناراحتی پدرتان را که فرزندان عزیزش دور از وطن هستند، احساس کنید. عزیزان من! سیّد و مولای همه ما حضرت موسی بن جعفر بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان به سر بردند. برای اسلام عزیزش صبر کنید. خداوند فرج را ان شاءاللّه نزدیک می نماید و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد می فرماید. به همه عزیزان دربند اسلام سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمی کنم. خداحافظ شما باشد».

خمینی قلب من است

درباره علاقه شدید آزادگان به امام راحل، می شنویم که: «یک روز افسر عراقی از اسیر مجروحی که یک بسیجی پانزده ساله بود، پرسید: تو چه اندازه پدر و مادرت را دوست داری؟ گفت: به اندازه چشمانم. پرسید: خوب تو که بسیجی هستی، رهبرت خمینی را چه قدر دوست داری؟ گفت: امام خمینی قلب من است، او را به اندازه قلبم دوست دارم. انسان بدون چشم می تواند زندگی کند، اما زندگی بدون قلب، زندگی ممکن نیست».

آزادگان در کلام رهبران خود

امام راحل چه زیبا و شایسته در توصیف فرزندان خود فرموده اند: «اسرا در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی اند و آزادگان جهان آن را زمزمه می کنند». آری، آنان نه تنها اسیر نبودند؛ بلکه آن ها دور از هرگونه وابستگی ها و دل بستگی ها بودند و ندای آزادمردی را به گوش همه جهانیان رساندند.

مقام معظم رهبری نیز چنین می فرماید: «شما ذخیره بزرگ الاهی و یک ثروت عظیم انسانی هستید که در دست دشمن غصب شده بودید. خدای متعال شما را به ملّت و به این کشور اسلامی برگرداند».

ایشان هم چنین می فرمایند: «سازندگی زندان و اسارت، سازندگی مخصوصی است آن را در جای دیگر نمی شود پیدا کرد، و نیز در جای دیگری فرموده اند: «صبر و استقامت شما به اسلام آبرو بخشید».

مردان استقامت

ای بازوان رهبر و پویندگان حق مردان استقامت و ایمان خوش آمدید
ای فاتحان قلّه ایثارو افتخار گل واژه های مکتب و قرآن خوش آمدید
ای بوسه گاه روح خدا بازوانتان ای راستین رسول شهیدان خوش آمدید
گل های انقلاب که عطر وصالتان خوش تر ز بوی عطر بهاران خوش آمدید
بر روی دیده همه ما قدومتان آزادگان به مهد دلیران خوش آمدید

طاهرنیا

خوش آمدید

آزادگان، مفاخر ایران خوش آمدید ارکان استقامت و ایمان خوش آمدید
ای از قفس رهاشدگان، طائران قدس بر طَرْف این شکوفه گلستان خوش آمدید
در بزم آسمانی عشّاق پاک باز ای ماه چهرگانِ درخشان خوش آمدید
در بزم این چمن که نگارین بود ز خون ای لاله های دلکش و خندان خوش آمدید
آغوش برگشوده به شوق شما وطن باری به این دیار شهیدان خوش آمدید
یعقوب وار دیده ما شد زغم سفید در حج ما چو یوسف کنعان خوش آمدید
منبع  پایگاه حوزه

وفات حضرت خدیجه کبری

وفات حضرت خدیجه کبری بر همه مسلمین جهان تسلیت عرض می نمائیم